مشق پرواز

 

اندر احوالات شب زنده داران و فضایل نماز شب کم نشنیده ایم، اما این بار هم برای این که خانه همسایه خدا بویی از این فریضه مستحب موکد بدهد، و بلکه شاید با خواندن این چند سطر سیاه نوشته ی من کسی به ملکوت پیوند بخورد و یاد من مذنب هم کند ، مینویسم. ... شما هم بخوانیدش لطفا :


خداوند مشتاق کیست؟
خداوند متعال به یکی از صدیقین وحی نمود که برای من بندگانی هستند که مرا دوست می‌دارند و من هم آنها را دوست می‌دارم، آنان مشتاق من، و من هم مشتاق آنها هستم، و آنها مرا در یاد دارند و من هم به یاد آنان هستم، آنها به من نظر دارند، و من هم به آنها نظر دارم، پس اگر تو قدم جای قدم آنها بگذاری، تو را هم دوست خواهم داشت و اگر از راه آنها منحرف شوی عقوبتت خواهم نمود.
آن صدیق گفت: معبود من! نشانه آنها که مورد توجّه تو هستند چیست؟

 

خطاب رسید: آنان روزها همچون چوپان مهربانی که مواظب گوسفندان خود هست به سایه می‌نگرند و منتظر آمدن شب هستند، و همان گونه که پرندگان هنگام غروب با شور و شوق عازم آشیانه خود می‌گردند. اینان هم با همین حال به استقبال غروب خورشید می‌روند، پس آنگاه که شب فرا رسید، و تاریکی همه جا را فرا گرفت، و فرش‌ها پهن و همه گرد هم جمع شدند و هر دوستی با دوست خود خلوت نمود اینان در برابر من به پای می‌ایستند و صورتهای خود را بر خاک می‌نهند، و با تلاوت آیات قرآن به مناجات و گفتگوی با من برمی‌خیزند، و نعمتهای مرا سپاس می‌گویند.

 پس آنان را می‌بینی که گاه گریه می‌کنند، و گاه شیون سر می‌دهند، گاه آه می‌کشند، و گاه از معاصی و گناهان شکوه می‌کنند، گاه ایستاده و گاه نشسته، و گاهی در حال رکوع، و گاه در سجده هستند، و آنچه را که به خاطر من تحمل آن می‌کنند، همه را می‌بینم، و شکوه‌هائی که از محبت من بر لب دارند می‌شنوم.

اولین چیزی که به آنها عطا کنم سه چیز است یکی اینکه نور خودم را در دلهای آنها بیفکنم در نتیجه همانگونه که من از آنها آگاهم، آنها نیز از من با خبر خواهند بود، دوم اینکه اگر آسمانها و زمینها و آنچه را که در این میان هستند در میزان آنها ببینم باز آن را کم خواهم دانست، سوم رو سوی آنها می‌کنم، و آیا اگر کسی من رو سوی او آورم، احدی می‌تواند بداند که چه به او عطا خواهم نمود.

                                                            (اسرار الصلوة، حاج میرزا ملکی تبریزی، ص 455).


در حالات مرحوم میرزاجواد ملکى تبریزى (ره )
مرحوم میرزا جواد ملکى تبریزى رحمه الله علیه هر شب که براى تهجّد از خواب بیدار مى شد ضمن اجراى دستورات و آداب برخاستن از خواب از قبیل سجده و دعا، مدّتى در بسترش صدا به گریه بلند مى کرد و سپس بیرون مى آمد و به اطراف آسمان نگاه مى کرد و آیات

((إِنَّ فِى خَلْقِ السَّموَاتِ وَ الاَْرْضِ...))  آل عمران- آیه 3

را مى خواند و سر به دیوار مى گذاشت و مدّتى گریه مى کرد، سپس براى وضو گرفتن آماده مى شد و در کنار حوض مى نشست و مى گریست و از هنگام بیدار شدن تا برگشتن به محل نماز چند جا مى نشست و بر مى خاست و گریه مى کرد، وقتى که وضو مى گرفت و به مصلاّیش مى رسید و مشغول تهجّد مى شد، دیگر حالش خیلى منقلب مى شد و قابل وصف نبود، او در نمازها و مخصوصاً در قنوت آنها گریه هاى طولانى داشت تا آنجا که بعضى ایشان را جزء بکّائین عصر به شمار آورده اند.



بیش از این ها از اسرار نماز شب گفته اند. میتوانید به آدرس های زیر مراجعه کنید. یادتان باشد که یادمان کنید.
داستان هایی از نماز شب 

 نماز شب و فواید آن

*******************************************************

خداوندم!! تو شاهد روزهایم هستی، همه سعی ام این است قدمی برندارم خلاف خواست تو ... خداوندم تحملم را افزون کن و صبرم را در مقابل ناملایمتی های بنده هایت بیش.که فرمودی: استعینوا بالصبر و الصلاة. یاری گرم باش خدایم!!!  آمین

نوشته شده در تاريخ ٥ اسفند ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج
قالب وبلاگ