مشق پرواز

رژیم که ضربه تظاهرات میلیونی عاشورا بر کیان خود را هنوز فراموش ننموده بود، نیک می دانست که بازگشت حضرت امام خمینی (ره) به میهن، به معنای فروپاشی نظام حاکم است. ساده ترین راهی که برای مهار نهضت به ذهن بختیار رسید مخالفت با بازگشت امام قدس بود که طی آن دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را صادر نمود. تیتر صفحه اول روزنامه کیهان این بود: « تانک ها مهرآباد را محاصره کردند.»...

آن هنگام که کلنل شفر وابسته نظامی آمریکا در تهران در پایان روز 22 بهمن‌ماه با مخابره گزارش خود به واشنگتن با کوهی از غم اعلام کرد: "ارتش تسلیم شد. آیت‌الله خمینی پیروز شد. نظم موجود فرو ریخت."  ، سران آمریکا و اسرائیل تصور نمی نمودند که این زلزله سیاسی در عمق اقیانوس مستعمرات خود، سونامی را در بطن دارد که جهان اسلام و حتی  back yardایالات متحده در آمریکای جنوبی را آنچنان به خروش در خواهد آورد. خروشی که سه دهه پس از آن، این چنین در مهد تفرعن، در ظرف چند روز معادلاتشان را به سخره گرفته و به ناچار و به درستی جوانان مصری را «فرزندان خمینی» بخوانند. اما آمریکا هرچند دیر ، دریافته است که هنوز آفتاب دولت خمینی ندمیده و این هنوز از نتایج سحر است. آنجا که نیکلاس ولیوتس " (Nicholas Veliotes) سفیر سابق آمریکا در قاهره، مضطربانه و مایوسانه اعلام می نماید: در صورت بدتر شدن اوضاع در مصر، دولت آمریکا برای هرگونه همکاری با هر نظام جدیدی در این کشور آمادگی دارد اما این مشروط به ایجاد یک رژیم لائیک است. دولت آمریکا با ایجاد جمهوری اسلامی در مصر مطابق آنچه که در ایران است، مخالفت خواهد کرد.

اما حتی پیش بینی این نتایج سحر نیز چیزی را برای آنان تغییر نمی داد. چه آنکه از دست دادن مهره ای وابسته در قلب خاورمیانه که به مدال بدلی «ژاندارمی» دل خوش بود نیز کم فاجعه ای به شمار نمی رفت. از همین روی بود که ایالات متحده در سالهای نهضت اسلامی مردم ایران و بویژه در یک سال پایانی آن (57-56 ش) تمام گزینه های ممکن برای سرکوب را اعم از تخریب وجهه امام خمینی (ره)، آزادی نسبی، وعده های فریبنده، مشت آهنین و کشتار ، مطرح نمودن ملیون مذهبی و لائیک به عنوان آلترناتیو رژیم و ... را بر روی میز قرار داده و یک به یک مورد آزمون قرار دادند. اما نتیجه امر برای رژیم و آمریکا نومید کننده بود.

 به شهادت رساندن سید مصطفی و مقاله توهین آمیز به ساحت امام محبوبیت هرچه بیشتر ایشان را به همراه داشت. وعده های پوچ شریف امامی در تکریم انسانیت به کشتار 17 شهریور انجامید! کشتار 17 شهریور به برافروخته شدن بیشتر نهضت منجر گشت. چرخش از وعده های لیبرالی به سمت حکومت یک نظامی به نام ازهاری و چنگ و دندان نشان دادن به مردم مقدمه تظاهرات میلیونی در تاسوعا و عاشورای 1357 شد!

فرار شاه نیز که در بدو امر آنچنان امیدوار به آرام شدن اوضاع به دست بختیار بود که در کشورهای نسبتا نزدیک به ایران سکنی گزید، نه تنها آنان را سودی نبخشید که زمینه ساز جشن پیروزی مردم گشت و تمام این وقایع، بستر ساز تاریخی ترین روز نهضت اسلامی شد. روزی که با پای گزاردن امام خمینی (ره) به ایران، آخرین رویاهای بازگشت روزهای شیرین آمریکا و رژیم را درهم آشفت.

 این نوشتار فارغ از بازخوانی مجدد حوادث شیرین روز بازگشت، تلاش دارد سیر تحولات سیاسی منجر به بازگشت امام خمینی (ره) در دوازدهم بهمن ماه 1357را به بحث بنشیند و در این قصد، کنش گروه ها، افراد و دولت های کنش گر را در قبال تصمیم امام به بازگشت ، محور بحث خواهد داشت.


 اول : اعلام خبر تصمیم به بازگشت

مروری بر مواضع و سخنان بنیان گذار انقلاب اسلامی گواه آنست که در نظر ایشان پس از خروج شاه گویی انقلاب به پیروزی نهایی رسیده و کار رژیم یکسره شده است. ایشان بدون عنایت به رجزخوانی های بختیار، ضمن دعوت مردم به ادامه تظاهرات و نظامیان به گسست از رژیم، با قلبی مطمئن از حتمی الوقوع بودن مرگ رژیم می گفتند

در این کشاکش، بار دیگر نقش تاسی به مکتب عاشورا در انقلاب اسلامی نمود یافته و در آستانه اربعین حسینی امام خمینی (ره) مردم را به تظاهرات سراسری در این روز دعوت نموده و این دعوت به نیکوترین وجه، با لبیک مردم مواجه شد؛

«امسال اربعین امام امت در خلال اربعین های پیروان شیعیان آن بزرگ مرد اسلام واقع شده، و گویی خون شهیدان ما امتداد خون ‏پاک شهیدان کربلاست، و اربعین اخیر برادران ما بازتاب اربعین آن دلاوران می‌باشد؛ خون طاهر آنان به حکومت ‏طاغوتی یزید خاتمه داد، و خون پاک اینان سلطنت طاغوتی را به هم پیچید. اربعین امسال استثنایی و نمونه است؛ ‏راهپیمایی و تظاهرات پرشور در اربعین وظیفه شرعی و ملی است... ملت بزرگ در سراسر ایران با راهپیمایی و تظاهرات خود این نظام را دفن می‌کند، و مخالفت خود را با ‏‏«شورای سلطنت» غیرقانونی اعلام می‌نماید، و پشتیبانی خود را برای چندمین بار از جمهوری اسلامی اعلام ‏می‌کند.»‏

مردم در 29 دی 1357 در سراسر کشور علیه حکومت ‏پهلوی تظاهرات کردند. میلیونها ایرانی در این روز ضمن عزاداری، ‏خواهان بازگشت فوری امام خمینی به وطن شدند و در شعارهایشان شورای سلطنت و دولت شاپور بختیار ‏را محکوم کردند و ضمن نفی حکومت پهلوی خواستار برقراری جمهوری اسلامی شدند همان گونه که تظاهرات عاشورا موجبات یأس شاه را فراهم آورده بود، تظاهرات اربعین حسینی نیز جوابی قاطع به ادعاهای بختیار در برخورداری از حمایت مردمی بود.

به دنبال گسترش قیام مردمی و اعلام حمایت قاطبه ی آنان از برپایی جمهوری اسلامی، امام قدس سره در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام داشتند.

«بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم                                                                      

30  دی 57  

سلام بی‏پایان و درود بی‏حد به عموم اهالی غیور ایران؛ ملت شریف و شجاعی که با وحدت کلمه، خواستِ خود را که برچیده شدن نظام شاهنشاهی و استقرار حکومت جمهوری اسلامی است، در اربعین امام امت ـ سلام اللّه‏ علیه ـ برای چندمین بار اعلام نمود. نهضت مقدس اسلامی شما گرچه با خون پاک شهیدان و مصیبتهای جانگداز توأم بود لکن آزادیخواهی و استقلال طلبی شما در جبین تاریخ ثبت شد. دشمن اساسی خود و کشور خود را از صحنه بیرون راندید، و بزرگترین خائن و جانی کشور را در گورستان تاریخ دفن نمودید. شما با قیام و استقامت خود به ملتهای مستضعف ثابت کردید که اسلحه‏های مدرن و قدرتهای شیطانی نمی‏توانند در مقابل خواست ملتی که برای دفاع از عقیده و حق خود دلاورانه بپا خاسته است دوام داشته باشند؛ و نیز ثابت کردید که قدرت ملتی آگاه، بر تمامی سلاحهای ابرقدرتها پیروز است.

شاه رفت و رژیم شاهنشاهی فرو ریخت. دزدان بیت‏المال سرمایه‏ها را خارج کردند و یکی پس از دیگری گریختند. ملت شجاع در اولین فرصت به حساب آنان خواهد رسید. اینان رفتند و آشفتگیها و خرابیهای بسیاری را بر جای گذاشتند که با خواست خدا و همت ملت باید ترمیم شود؛ گر چه سالها طول خواهد کشید. اینجانب با تقدیم تشکرات صمیمانه به ملت عزیز تذکراتی را لازم می‏دانم:

1 ـ اینجانب ان شاءاللّه‏ تعالی بزودی به شما می‏پیوندم تا در خدمت شما باشم و با همت شجاعانۀ شما به رفع مشکلات کوشا بوده و با هم‏صدا و هم‏قدم شدن همۀ اقشار ملت بر فسادها غلبه کنیم. دوستان عزیزم! خود را برای خدمت به اسلام و ملت محروم مهیا کنید. کمر به خدمت بندگان خدا که خدمت به خداست ببندید. من با توفیق خداوند تعالی پس از چند روزی در خدمت شما خواهم بود و در پشت سر شما به سربازی خود ادامه خواهم داد.

2 ـ به نمایندگان محمدرضا پهلوی که مجلسیْن را غصباً اشغال کرده‏اند اخطار کنید که خانۀ ملت را خالی کنند تا نمایندگان مردم پس از پنجاه سال که ملت از حق خود محروم بود، به خانۀ خود بیایند. و ان شاءاللّه‏ همه خواهید دید که انتخابات آزاد و مجلس سالم یعنی چه. من به آنان اخطار می‏کنم که در صورت ورود مجدد به مجلس مسئول هر گونه پیشامدی خود آنان هستند.

3 ـ بار دیگر به اعضای شورای سلطنتی، که شاخه‏ای است از ریشۀ غیر قانونی، اخطار می‏شود که از شورا کناره‏گیری کنند و بیش از این با ملت مخالفت نکنند.

4 ـ بار دیگر به قوای انتظامی و نیروهای زمینی، هوایی، دریایی توصیه می‏شود که در حفظ انتظامات بکوشند و ملت شریف و بیدار با آنان همکاری کنند.

ملت آگاه ایران باید از اشخاص و یا گروههای منحرف که در این موقع حساس به فکر آشوب افتاده و می‏خواهند به نفع اجانب خیانت به کشور کنند، جداً جلوگیری کنند؛ و به آشوبگران هشدار دهند که از اعمال ضد انسانی و اسلامی و ملی اجتناب کنند و به ملت بپیوندند. از خداوند متعال پیروزی ملت ایران را خواستارم. والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏.                             روح اللّه‏ الموسوی الخمینی»(5)

پس از این پیام روزنامه اطلاعات به نقل از داماد امام خمینی (ره) اعلام نمود که امام به همراه دویست نفر بزودی در تهران خواهند بود
 

دوم: واکنش­های مردمی


خبر بازگشت امام خمینی (ره) در روزهای آینده به میهن به یکباره شور و شوقی وصف ناپذیر را در میان مردم پدید آورد. اما این شوق دیری نپائید.

در بدو امر قرار بود این سفر در روز پنجشنبه پنجم بهمن 1357 انجام گیرد اما دولت، با بستن فرودگاه ها مانع از انجام این امر شد. با انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها، لبخند شادی موقتا بر چهره ها خشکید و جمعیت های میلیونی مردم به خیابان ها ریختند و کارمندان و کارگران اعتصابات خود را گسترش دادند.

 تهرانی ها و شهرستانیهایی که برای استقبال از امام (ره) به تهران آمده بودند، با برپایی راهپیمایی گسترده به سوی فرودگاه مهرآباد، اعتراض و خشم خود را از بسته شدن فرودگاهها ابراز داشتند. تعدادی از پرسنل نیروی هوایی در اعتراض به تعطیلی فرودگاهها و لغو سفر رهبر انقلاب، طی تظاهراتی به منزل آیت الله طالقانی رفتند.
سفارت آمریکا در تهران در گزارش خود به واشنگتن، اوضاع داخلی ایران را این چنین توصیف میکند:

« ایران در انتظار [امام] خمینی است. بختیار عهد میکند که محکم بایستد ... آیت الله های میانه رو خود را از بختیار دور میکنند. بختیار نخستوزیر، دیشب ملت را مورد خطاب قرار دادو اظهار داشت که وی استعفا نخواهد داد ... اعتصابات بدون کاسته شدن ادامه مییابد. کارگران (کارکنان) مخالف، شب گذشته درست پس از اینکه وی (بختیار) سخنرانیش را شروع نموده بود، برق را قطع کردند ... کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران رسما از قبول رئیس جدیدشان امیر مسعود برزین خودداری نمودهاند. کارکنان وزارت دادگستری نیز اظهار داشتهاند هیچ وزیری را که توسط بختیار منصوب شده است، قبول نخواهد کرد.

در همین حال کمیته منتخب امام خمینی در رابطه با تنظیم اعتصابات از کارکنان پست و مخابرات خواست تا به منظور رفع نیاز و ارسال مواد پستی و برقراری ارتباطات هموطنان بویژه در آستانه ورود امام به ایران،اعتصاب خود را پایان دهند. این درخواست بلافاصله مورد اجابت کارکنان اعتصابی قرار گرفت.»
مردم به صورت روزانه به راهپیمایی می پرداختند. در هفتم بهمن در میدان های 24 اسفند، ژاله، فوزیه، خیابان های فرح آباد، شهناز، آیزنهاور، امیرآباد و مقابل دانشگاه تهران به مدت 6 ساعت صحنه نبردهای خونین خیابانی بود. مردم شعار می دادند:
خمینی خمینی قلب من باند فرودگاه توست.
تنها ره سعادت ایمان جهاد شهادت
وای به حالت بختیار اگر خمینی دیر بیاد .
بطور قطع می­توان حمایت پرشور مردم از تصمیم امام خمینی (ره) به بازگشت به میهن را که از راه های مختلف اعم از تظاهرات، تحصن و اعتصاب فشار عینی و روانی بسیاری را بر رژیم و شخص بختیار وارد آورد را از اهمّ عواملی دانست که نهایتا بختیار را مجبور به عقب نشینی نمود.

 

سوم: واکنش رژیم و پاسخ امام

بختیار - حداقل در ظاهر- اعتماد به نفس بالایی از خویش نشان می­داد و هنوز به سرکوب انقلاب اسلامی امید داشت. وی بعد اعلام تصمیم امام خمینی (ره) به بازگشت اعلام داشت:

«با کمال استواری برجای خود خواهم ماند»
از طرف دیگر اعلام تصمیم قطعی امام مبنی بر بازگشت ایشان به ایران عوامل رژیم پهلوی را دچار اضطراب کرده بود و آنان با تشکیل جلسات متعدد در صدد یافتن راه نجات خود بودند و حتی بسیاری از عوامل رژیم از ایران گریخته و به دیگر کشورها پناهنده شدند.

رژیم که ضربه تظاهرات میلیونی عاشورا بر کیان خود را هنوز فراموش ننموده بود، نیک می دانست که بازگشت حضرت امام خمینی (ره) به میهن، به معنای فروپاشی نظام حاکم است. ساده ترین راهی که برای مهار نهضت به ذهن بختیار رسید مخالفت با بازگشت امام قدس بود که طی آن دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را صادر نمود. تیتر صفحه اول روزنامه کیهان این بود: « تانک ها مهرآباد را محاصره کردند.» از پرواز هواپیمایی امام خمینی از پاریس جلوگیری شد. بهانه رژیم شرایط بد آب و هوایی برای پرواز بود. اما یکی از خلبانان پرواز که قرار بود با هواپیمای مخصوص به پاریس برود گفت: «وضع غیر عادی که امروز در فرودگاه مهرآباد به وجود آمده، به خاطر جلوگیری از پرواز هواپیمایی است که قرار بود امام را به وطن باز گرداند. بر خلاف آنچه اعلام کرده اند که به خاطر بدی هوا امکان پرواز وجود ندارد، به عنوان یک خلبان آگاه اعلام می کنم که این هوا هوای ایده آل برای پرواز است. از این گذشته نیم ساعت قبل علی رغم بسته بودن فرودگاه و وجود وضع فوق العاده، یک هواپیمای ارتش آمریکا در فرودگاه به زمین نشست. بنابر این نمی توان قبول کرد که بدی هوا امکان پرواز یا نشستن به هواپیما را نمی دهد.»
اما این دستور واکنشی قاطع از جانب مردم را به همراه آورد. همچنین امام در روز پنج شنبه پنجم بهمن ضمن مصاحبه ای فرمود:

 «من از ایرانیانی که با من همراهی کرده اند متشکرم. من می خواستم فردارا در میان ملت باشم و هر رنجی که آنها می برند من هم با آنها باشم. لکن دولت خائن از این امر مانع شده و همه ی فرودگاه های ایران را بست. من پس از باز شدن فرودگاه ها، بلافاصله به ایران خواهم رفت  به او خواهم فهماند که شما غاصب هستید و خائن به ملت ما، و ملت ما دیگر تحمل شما نوکرهای خارجی را نخواهد کرد. باری اینها باید بدانند که وقت آن که قلدری بکنند گذشت. من ملت ایران را به ادامه ی نضهت دعوت می کنم تا این قلدرها را بر جای خودشان بنشانند، لکن آرامش را از دست ندهند. من از همه ی ملت ایران تشکر می کنم و در اولین فرصت پیش مردمم به ایران خواهم رفت تا با آنها یا کشته شوم و یا حقوق ملت را بگیرم که به ملت برگردانم. خداوند همه ی شما را توفیق بدهد، ملت ایران باید بداند که این شخص که متکفل حکومت شده است، به ایل خودش خیانت می کند. آن ایلی که پشتوانه ی ایران بودند و رضاشاه آنها را از پای در آورد. این شخص به ایل خودش، به ملت خودش خیانت می کند. باید ایل بختیاری بداند که این اشخاص را که به آنها خیانت می کنند از جلو راه ملت بردارند. باید ارتش بداند که اینها خیانتکارند و به آنها کمک نکنند. باید همه ی ایران بدانند که توطئه ای در کار است. از این توطئه باید جلوگیری شود. این آخرین قدمی است که این خائنین بر می دارند و ما ان شاء الله این قدم را هم می شکنیم و پیش شما می آییم و آنها را به جای خودشان خواهیم نشاند.

از امام سؤال شد: چه وقت تصور می کنید که خواهید توانست به ایران بروید؟ فرمود:

هر وقت که منع برداشته شود و فرودگاه ها باز شود من به ایران خواهم رفت و اگر بنا باشد خون من بریزد، در پیش رفقای خودم و همراه جوان های ایران بریزد. ما از این هیچ باکی نداریم و سرافرازی اسلام و ایران را می خواهیم. »

رژیم با دستپاچگی تمام گزینه های پیش روی خود را برای جلوگیری از این بازگشت بر روی میز قرار می­داد و در این راه از هیچ اقدامی ابا نداشت. ارتشبد فردوست رئیس دفتر ویژه شاه پیرامون مراجعت امام (ره) اظهار میدارد: ...« گفته می شد که بختیار از روزی که نخست وزیر شد، هر روزه از ساعت ۶ تا ۸ بعدازظهر کمیسیونی در نخستوزیری تشکیل میداد که در آن نماینده ساواک، نماینده شهربانی، نماینده ژاندارمری، نماینده اداره دوم ارتش، رئیس ستاد ارتش و فرماندهان سه نیرو شرکت داشتند. در این کمیسیون از مسائل انتظامی و اطلاعاتی و امنیتی صحبت میشد و بخش قابل اعتنایی از جلسات مصروف طرح نقشه برای جلوگیری از ورود امام میگردید ... در همین کمیسیون بود که طرح انفجار هواپیمای امام نیز مطرح شد ...»

جدایی نظامیان و فرار سربازها ،گسترش تظاهرات به سراسر کشور و اعتصابات فلج کننده نهایتا غرور بختیار را درهم شکسته و او را وادار به عقب نشینی کرد. مرحله نخست عقب نشینی تصمیم بختیار به سفر به پاریس و ملاقات مستقیم با امام بود. بازرگان که ظاهرا او نیز سودای توافق بختیار و امام خمینی (ره) را داشت واسطه مذاکرات اولیه بود. اما امام خمینی (ره) به چیزی کمتر از تغییر فروپاشی رژیم راضی نبودند و از ماهیت این اقدامات که به دنبال «تعدیل» انقلاب صورت می گرفت آگاه بودند. یزدی می نویسد:

«در بیست و ششم دی ماه بازرگان به من تلفن کرد و گفت: بختیار تماس گرفته و پیغام داده است که آقا چه امری دارند؟ بروم؟... این مطلب را به امام گفتم. ایشان فرمودند: پذیرش بختیار منوط به استعفای او خواهد بود. آن هم حالا صلاح نیست. حالا بماند.»

بخیتار پس از این ناکامی تسلیم اراده ملت شد. وی در نهم بهمن ماه گفت:
«به صدای بلند اعلام می کنم که حضرت آیت الله هر وقت میل داشته باشند می توانند به کشور باز گردند. در راه بازگشت ایشان هیچ مانعی نیست.»

نوشته شده در تاريخ ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج
قالب وبلاگ