مشق پرواز

حضرت فاطمه علیهاالسلام در پیشگاه خدا آن چنان معزز بود که بارها مورد عنایت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل می ‏شد که اینک به برخى از آنها اشاره می ‏کنیم:

چرخیدن آسیاى دستى به خودى خود در خانه حضرت زهرا (س)

جناب ابوذر مى ‏گوید: رسول خدا (ص) مرا به دنبال على (ع) فرستاد. به خانه‏ اش رفتم و او را خواندم، ولى پاسخ مرا نداد. و آسیاب دستى را دیدم که بدون اینکه کسى باشد به خودى خود، مى ‏گردد. دوباره او را خواندم، بیرون آمد و با هم نزد رسول خدا (ص) رفتیم و پیامبر متوجه على (ع) شد و چیزى به او گفت که من نفهمیدم.
گفتم: شگفتا! از دستاسى که بدون گرداننده مى‏ گردد.
آنگاه پیامبر (ص) فرمود: خداوند قلب دخترم فاطمه و اعضا و جوارحش را پر از ایمان و یقین کرده و چون خداوند ضعف او را دانست، پس در روزگار سختى به او کمک کرد و کفایتش نمود. مگر نمى‏دانى که خداوند، فرشتگانى را قرار داده تا خاندان محمد را یارى دهند؟!

حرام بودن آتش بر فاطمه زهرا (س)

روزى عایشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالى که آن حضرت براى حسن و حسین (ع) با آرد و شیر و روغن در دیگى غذاى حریره درست مى‏کرد. دیگ بر روى اجاق و آتش مى ‏جوشید و بالا مى ‏آمد و فاطمه (س) آن را با دست خود هم مى ‏زد.
عایشه با اضطراب و نگرانى از نزد او بیرون آمده، نزد پدرش ابوبکر رفت و گفت: اى پدر! من از فاطمه چیز شگفت‏آورى دیدم، و آن اینکه دست به درون دیگى که بر روى آتش مى‏جوشید برده، آن را به هم مى ‏زد.
گفت: دخترکم! این را پنهان کن که کار مهمى است.

این خبر که به گوش پیامبر اکرم (ص) رسید، بر بالاى منبر رفت و حمد و سپس الهى را به جاى آورد، سپس فرمود:
همانا مردم دیدن دیگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مى‏کنند. سوگند به آن کسى که مرا به پیامبرى برگزید، و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خداى عزوجل آتش را بر گوشت و خون و موى و رگ و پیوند فاطمه حرام کرده است، فرزندان و شیعیان او را از آتش دور نمود، برخى از فرزندان فاطمه داراى رتبه و مقامى هستند که آتش و خورشید و ماه از آنها فرمانبردارى کرده در پیش رویش جنیان شمشیر زده، پیامبران به پیمان و عهد خود درباره‏ى او وفا مى‏ کنند، زمین گنجینه‏ هاى خودش را تسلیم او نموده، آسمان برکاتش را بر او نازل مى ‏کند.

واى، واى، واى به حال کسى که در فضیلت و برترى فاطمه شک و تردید به خود راه دهد، و لعنت و نفرین خدا بر کسى که شوهر او، على بن ابی‏طالب را دشمن داشته به امامت فرزندان او راضى نباشد. همانا فاطمه، خود داراى جایگاهى است و شیعیانش نیز بهترین جایگاه‏ ها را خواهند داشت. همانا فاطمه پیش از من دعا مى ‏کند و شفاعت مى‏نماید و شفاعتش على ‏رغم میل کسانى که با او مخالفت مى‏ کنند، پذیرفته مى ‏شود.


نوشته شده در تاريخ ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط گروه فرهنگی هنری عروج

پیکر سردار شهید حاج عبدالحسین برونسی پس از 27 سال پیدا شد

سردار سیدمحمد باقرزاده رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در نشست خبری در مشهد ضمن بیان این مطلب افزود: پیکر 9 شهید گمنام نیز به همراه پیکر این شهید پیدا شده است. پیکر شهید در شب شهادت حضرت فاطمه (س) پیدا شده و در یکی از شب‌های دهه دوم در قطعه سرداران شهید بهشت رضای مشهد دفن خواهد شد.
به گزارش ایسنا، سردار سیدمحمد باقرزاده رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در نشست خبری در مشهد ضمن بیان این مطلب افزود: پیکر 9 شهید گمنام نیز به همراه پیکر این شهید پیدا شده است.

وی خاطرنشان کرد: پلاک، لباس پاسداری، بخشی از صفحات قرآن و بادگیر شهید برونسی از اجزایی است که پیدا شده است.

وی افزود: پیکر شهید در شب شهادت حضرت فاطمه (س) پیدا شده و در یکی از شب‌های دهه دوم در قطعه سرداران شهید بهشت رضای مشهد دفن خواهد شد.

به گفته باقرزاده، از 9 شهید گمنام نیز دو نفر در دانشگاه فردوسی، دو نفر در درگز، دو نفر در خاف، دو نفر در سلطان‌آباد، یک نفر در دانشگاه علوم پزشکی بجنورد و یک نفر در دانشگاه بیرجند دفن خواهد شد.

شهید برونسی در سال ۱۳۲۱ در روستای «گلبوی کدکن»، از توابع تربت حیدریه، قدم به عرصه هستی نهاد. نام زیبنده اش گویی از لحظه هایی نشأت می گرفت که در فرمایش « الست بربکم»، مردانه و بی هیچ نفاقی، ندا در داد:«بلی»؛ عبدالحسین.

روحیه ستیزه جویی با کفر و طاغوت، از همان اوان کودکی با جانش عجین می گردد؛ کما این که در کلاس چهارم دبستان، به خاطر بیزاری از عمل معلمی طاغوتی، و فضای نامناسب درس و تحصیل، مدرسه را رها می کند.

در سال ۱۳۴۱ به خدمت زیر پرچم احضار می شود که به جرم پایبندی به اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا، مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان طاغوتی قرار می گیرد.

سال ۱۳۴۷ سال ازدواج اوست. برای این مهم، خانواده ای مذهبی و روحانی را انتخاب می نماید و همین، سرآغاز دیگری می شود برای انسجام مبارزات بی وقفه او با نظام طاغوتی حاکم بر کشور؛ همین سال، اعتراضات او به برخی خدعه های رژیم پهلوی ( مثل اصلاحات ارضی)، به اوج خود می رسد که در نهایت، به رفتن او و خانواده اش به شهر مقدس مشهد و سکونت در آنجا می انجامد، که این نیز فصل نوینی را در زندگی او رقم می زند.

پس از چندی، با هدفی مقدس، به کار سخت و طاقت فرسای بنایی روی می آورد و رفته رفته، در کنار کار، مشغول خواندن دروس حوزه نیز می شود. بعدها به علت شدت یافتن مبارزات ضد طاغوتی اش و زندان رفتنهای پی در پی و شکنجه های وحشیانه ساواک، و نیز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ورود او در گروه ضربت سپاه پاسداران، از این مهم باز می ماند.

با شروع جنگ تحمیلی، در اولین روزهای جنگ، به جبهه روی می آورد که این دوران، برگ زرین دیگری می شود در تاریخ زندگی او.
به خاطر لیاقت و رشادتی که از خود نشان می دهد، مسئولیت های مختلفی را برعهده او می گذارند که آخرین مسئولیت او، فرماندهی تیپ هجده جوادالائمه (سلام الله علیه) است، که قبل از عملیات خیبر، عهده دار آن می شود.

با همین عنوان، در عملیات بدر، در حالی که شکوه ایثار و فداکاری را به سر حد خود می رساند، مرثیه سرخ شهادت را نجوا می کند.

تاریخ شهادت این سردار افتخار آفرین، ۲۳ اسفندماه ۱۳۶۳ می باشد که جنازه مطهرش، مفقودالأثر می شود.

پیکر سردار شهید عبدالحسین برونسی، فرمانده تیپ جوادالائمه که در شرق دجله در عملیات بدر در اسفندماه سال 63 به شهادت رسیده بود، پیدا شد.

کلیپ صوتی زیبا از استاد رحیم پور ازغدی درباره شهید عبدالحسین برونسى به همراه صدای شهید برونسی   «حضرت زهرا(س) به من قول داده شهید بشم»؛


کتاب "خاک‌های نرم کوشک" مجموعه خاطراتی از این شهید است

برای دانلود این کلیپ صوتی اینجا را کلیک کنید.



نوشته شده در تاريخ ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط گروه فرهنگی هنری عروج
قالب وبلاگ