مشق پرواز

آقا اجازه این دو سه خط را خودت بخوان !

قبل هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه خسته ام از این همه فریب

از های هوی مردم این شهر نانجیب

آقا اجازه !

پنجره ها سنگ گشته اند

دیواره های سنگی از کوچه بی نصیب

آقا اجازه !

با زهم به من طعنه می زنند

عاشق ندیده های پر از رقیب!

با شد سکوت می کنم اما خودت ببین

آقا اجازه !منتظرند این همه غریب!

نوشته شده در تاريخ ٢٧ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج
وقت ظهور

 

عاقبت عالم ما صلح و صفا خواهد شد

قلب معشوق پر از مهر و وفا خواهد شد

شام هجران و غم دل سپری خواهد گشت

یار بی پرده نمایان ز خفا خواهد شد

قدم از پرده غیبت به برون خواهد زد

خضر ما ساقی صهبای بقا خواهد شد

عالم پیر جوان گردد و سر مست سرور

مشک ریزان نفس باد صبا خواهد شد

شب ظلمانی غم مهر رخش بشکافد

روشنی بخش به خورشید و سما خواهد شد

همه آفاق پر از زمزمه عشق شود

خود بیندیش در آن روز چه ها خواهد شد

نوشته شده در تاريخ ٢٧ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج
سالروز تخریب خانه کعبه بدست یزید ملعون و سیلی خوردن برترین بانوی عالم(س)  تسلیت باد

امام صادق(ع):؛

حرمت مؤمن از کعبه بیشتر است

از نشانه های ایمان اینست که حق را هرچند به زیان تو باشد بر باطل، هرچند به سود تو باشد ترجیح دهی
و بدانید هیچ بنده ای هرگز مؤمن نباشد  مگرآنکه از کرده خدا درباره خود، چه خوشایندش باشد و چه ناخوشایند، خشنود باشد

از استوار ترین دستاویزهای ایمان اینست که برای خدا دوست بداری و برای خدا دشمنی ورزی و بخاطر خدا داد و دهش کنی و بخاطر خدا از بخشش خودداری ورزی
که هرکس کردارش با گفتارش سازگار نباشد ایمانش عاریتی است

هیچ کس از شما به ایمان حقیقی نرسد مگرآنکه دورترین کس به خود را برای خدا دوست بدارد و نزدیکترین کس به خود را به خاطر خدا دشمن بدارد

التماس دعا
نوشته شده در تاريخ ۱۸ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج

چندین قرن پیش در چنین ایامی، کشوری در پی مرگ حاکمش آبستن حوادثی شد.

گروهی از بزرگان حکومتی (که انتظار داشتند حاکم پیشین یکی از آنها را جانشین خود معرفی کند) وقتی دیدند وی به آن پلیدان توجهی نکرده و شایسته ترین فرد را بعنوان ولیعهد خویش معرفی کرده،بلافاصله پس از مرگ حاکم گرد هم آمدند تا به بهانه آنکه حاکم داماد و پسرعموی خود را جانشین قرار داده، از میان خود یکی را حاکم کنند

این امر انجام گردید ولی برای رسمیت بخشیدن به آن نیاز به بیعت ولیعهد بود. آنها شبانه به مسجد رفتند تا مردم را هر طور که شده(چه با زور، چه با پول) باخود همراه کنند.

سپس یک مسجد آدم (نمیدانم چند نفر می شوند!؟) بر در خانه ولیعهد آمدند و به او گفتند:

"یا بیرون می آیی و با ما بیعت میکنی و یا به زور از تو بیعت میگیریم"

ولیعهد بنا به وصیت حاکم پیشین موظف شده بود برای انجام کاری داخل خانه بماند ولحظه ای درنگ نکند و تا ماموریتش به پایان نرسیده از جای خویش تکان نخورد

در همین حین همسر باردار ولیعهد (و دختر حاکم) خود را به پشت در رساند و از آنها خواست تا به احترام او و پدرش این فکر شوم را رها کنند، اما آنها به او اعتنا نکردند و تپه ای از هیزم بر در خانه فراهم آوردند و گفتند

" یا بیرون می آیی و یا خانه را به آتش می کشیم"

همسر ولیعهد به پاس آن همه زحماتی که شوهرش برای پدر کشیده بود خود را محکم پشت در قرار داد تا مانع ورود آنها شود

اما آن پلیدان که با این وضع مواجه شدند با بی رحمی تمام در را به آتش کشیدند

دختر حاکم ذره ذره در حال سوختن بود و ولیعهد که در جنگاوری های خویش نشان داده بود که یک تنه یک لشگر را حریف است، بنا به دستور حاکم مجبور به سکوت و انجام ماموریتش بود

در این میان نا نجیبی لگدی بر در زد؛

همسر ولیعهد بر روی زمین افتاد و احساس داغی آهن گداخته ای را در سینه خویش کرد

 ( آری این میخ ذوب شده در بود که بر بدن وی فرو رفت)

او بروی زمین افتاده بود و در سوخته نیز بر روی او

(نمیدانم چگونه آنها وارد خانه شدند اما فقط امیدوارم که از روی در رد نشده باشند)

گروهی به بستن دستان ولیعهد پرداختند و گروهی نیزمشغول  به کتک زدن همسر باردار وی، هرکس عقده ای از حاکم داشت بر وی تلافی کرد، یکی با غلاف شمشیر میزد و یکی با تازیانه، یکی شروع به سیلی زدن کرد و دیگری با لگدهایی بر پهلو و شکم وی باعث مرگ کودکش شد.....؛

در اینجاست که پسر بزرگ خانواده وظایف سنگینی را بر دوش خویش احساس میکند اما او مانده بود که مادرش را از زیر بار کتک آن ظالمان نجات دهد یا به یاری پدرش بشتابد ویا اینکه از برادرو خواهرش مراقبت کندو جلوی دیدگان خواهر 3ساله خود را بگیرد تا این صحنه ها را نبیند (امان از دل زینب)....!؟

در آن شب چه بر سر این خانواده آمد.....؟

اما صدایی از درو دیوار آن خانه به گوش میرسید که می گفت:

"وای که حسن در اوج جوانی پیر شد..."

آری آن خانواده عصمت الله بودند و آن حاکم رسول خدا و ولیعهد امیرمومنان و ماموریتش گردآوری قرآن

آنان اینگونه بلارا به جان خریدند تا اسلام و قرآن بدون تحریف به دست ما برسد

اما آیا ما وظایف خویش را در قبال آنها بخوبی انجام می دهیم؟

آیا به قرآنی که علی(ع) آن همه سختی برایش کشید عمل می کنیم؟

آیا......................................................؟؟؟؟؟؟؟؟


"شهادت حضرت محسن بن علی (ع) تسلیت باد"


التماس دعا

نوشته شده در تاريخ ۱٧ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج
پدر شهیدان زین الدین پس از تحمل مدتها بیماری در سالروز شهادت دو فرزند شهیدش به دیار باقی شتافت.

به گزارش خبرنگار مهر در قم، عبدالرزاق شیخ زین الدینی پدر شهیدان مهدی و مجید زین الدین همزمان با سالروز رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام و شهادت امام حسن مجتبی (ع) ظهر چهارشنبه دعوت حق را لبیک گفت.

مرحوم زین الدینی که مدتها در بستر بیماری بسر می برد در بیمارستان ولیعصر(عج) قم به دیار باقی شتافت.

وی از انقلابیون دوران سیاه شاهنشاهی بود که خدمات ارزنده ای در قالب شرکت در گروه های مردمی به انقلاب اسلامی ارائه کرده و حتی مدتی از عمر خود را در تبعید بسر می برد. 

شهید مهدی زین الدین فرمانده لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) همراه برادر شهیدش مجید (که مسئول اطلاعات و عملیات تیپ 2 لشکر علی‌بن ابیطالب(ع) بود) در 27 آبان سال 63 همزمان با 28 صفر جهت شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت سردشت حرکت می‌کنند. در آنجا به برادران می‌گوید: من چند ساعت پیش خواب دیدم که خودم و برادرم شهید شدیم!

موقعی که عازم منطقه می‌شوند، راننده‌شان را پیاده کرده و می‌گویند: خودمان می‌رویم. حتی در مقابل درخواست یکی از برادران، مبنی بر همراه شدن با آنها، برادر مهدی به او می‌گوید: تو اگر شهید بشوی، جواب عمویت را نمی‌توانیم بدهیم، اما ما دو برادر اگر شهید بشویم جواب پدرمان را می‌توانیم بدهیم.

فرمانده محبوب بسیجیها، سرانجام پس از سالیان طولانی دفاع در جبهه‌ها و شرکت در عملیات و صحنه‌های افتخارآفرین، در درگیری با ضدانقلاب شربت شهادت نوشید و روح بلندش را از این جسم خاکی به پرواز درآمد تا در نزد پروردگارش ماوی گزیند.

مراسم تشیع پیکر مرحوم عبدالرزاق شیخ زین الدین پدر شهیدان زین الدین صبح امروز پنجشنبه در حرم حضرت معصومه(س) برگزار شد.



نوشته شده در تاريخ ۱٤ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج


زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟
بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

السلام علیک یا امام الرئوف!
سلام بر تو که مهربانی هایت از شمار زائران انبوهت بسیار بیشتر است.
امروز، سلام اشکبار ما با سوختن «اباصلت» همراه شده است.
*******
سلام بر تو ای خورشید تابان خراسان که تمام انگورها، مرثیه خوان واپسین لحظات توانَد.
*******
سلام بر تو ای عصمت هشتم! کوچه های توس، هنوز بوی عطرآگین تو را می دهد و آوای غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می رسند.
*******
ای امام الرئوف! همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم.

نوشته شده در تاريخ ۱٤ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج

 

شهادت امام رضا و تشکیل شورای شوم سقیفه برای به آتش کشیدن خانه وحی تسلیت باد

 

امام رضا(ع):

حقیقت ایمان انجام واجبات و دوری از محرمات است

 و هیچ انسانی به حققت ایمان راه نمیابد مگر در پرتو سه خصلت:

شناخت عمیق دین و برنامه ریزی صحیح برای زندگی و شکیبایی در سختی ها

و هنگامیکه می خواهید ایمان افراد را بشناسید به زیادی عباداتشان توجه نکنید بلکه به صداقت و راستگویی و امانتداریشان بنگرید

کسی که ایمانش برتر است اخلاقش نیکوتر و نسبت به خانواده اش مهربانتر است

 

گمان خود را نسبت به خدا نیکو گردان که در اینصورت خداوند مانند گمانت باتو رفتار میکند

 

امام علی(ع):

ایمان هیچ بنده ای راستین نباشد مگر زمانیکه اعتماد او به آنچه نزد خداست بیشتر از آنچه باشد که در دست اوست

وتا بنده ای دروغ گفتن را به شوخی و جدی ترک نگفته باشد مزه ایمان را نمی چشد

که هیچ بنده ای مزه ایمان را نچشد مگر آنکه بداند آنچه بدو رسیده، نمیشد نرسد و آنچه به او نرسیده، ممکن نبود که برسد و اینکه زیان بخش و سود رسان، خداوند عزوجل است و بس

 

مؤمن کسی است که دین خود را با دنیای خود حفظ کند

 

 

پیامبر(ص):

سه چیز است که هرکه داشته باشد ایمانش کامل است:

مردی که در راه خدا از سرزنش هیچ نکوهش گری نهراسد

و در هیچ کار خود ریا و خودنمایی نکند

و هرگاه دوچیز بر اوعرضه شودکه یکی دنیایی است و دیگری آخرتی،کارآخرت را بردنیا ترجیح دهد

که مؤمن نزد خدا گرامیتر از فرشتگان مقرب اوست

 

برترین ایمان اینست که بدانی خداوند همه جا با توست !!!!!!!!

 

التماس دعا

نوشته شده در تاريخ ۱۳ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج

رژیم که ضربه تظاهرات میلیونی عاشورا بر کیان خود را هنوز فراموش ننموده بود، نیک می دانست که بازگشت حضرت امام خمینی (ره) به میهن، به معنای فروپاشی نظام حاکم است. ساده ترین راهی که برای مهار نهضت به ذهن بختیار رسید مخالفت با بازگشت امام قدس بود که طی آن دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را صادر نمود. تیتر صفحه اول روزنامه کیهان این بود: « تانک ها مهرآباد را محاصره کردند.»...

آن هنگام که کلنل شفر وابسته نظامی آمریکا در تهران در پایان روز 22 بهمن‌ماه با مخابره گزارش خود به واشنگتن با کوهی از غم اعلام کرد: "ارتش تسلیم شد. آیت‌الله خمینی پیروز شد. نظم موجود فرو ریخت."  ، سران آمریکا و اسرائیل تصور نمی نمودند که این زلزله سیاسی در عمق اقیانوس مستعمرات خود، سونامی را در بطن دارد که جهان اسلام و حتی  back yardایالات متحده در آمریکای جنوبی را آنچنان به خروش در خواهد آورد. خروشی که سه دهه پس از آن، این چنین در مهد تفرعن، در ظرف چند روز معادلاتشان را به سخره گرفته و به ناچار و به درستی جوانان مصری را «فرزندان خمینی» بخوانند. اما آمریکا هرچند دیر ، دریافته است که هنوز آفتاب دولت خمینی ندمیده و این هنوز از نتایج سحر است. آنجا که نیکلاس ولیوتس " (Nicholas Veliotes) سفیر سابق آمریکا در قاهره، مضطربانه و مایوسانه اعلام می نماید: در صورت بدتر شدن اوضاع در مصر، دولت آمریکا برای هرگونه همکاری با هر نظام جدیدی در این کشور آمادگی دارد اما این مشروط به ایجاد یک رژیم لائیک است. دولت آمریکا با ایجاد جمهوری اسلامی در مصر مطابق آنچه که در ایران است، مخالفت خواهد کرد.

اما حتی پیش بینی این نتایج سحر نیز چیزی را برای آنان تغییر نمی داد. چه آنکه از دست دادن مهره ای وابسته در قلب خاورمیانه که به مدال بدلی «ژاندارمی» دل خوش بود نیز کم فاجعه ای به شمار نمی رفت. از همین روی بود که ایالات متحده در سالهای نهضت اسلامی مردم ایران و بویژه در یک سال پایانی آن (57-56 ش) تمام گزینه های ممکن برای سرکوب را اعم از تخریب وجهه امام خمینی (ره)، آزادی نسبی، وعده های فریبنده، مشت آهنین و کشتار ، مطرح نمودن ملیون مذهبی و لائیک به عنوان آلترناتیو رژیم و ... را بر روی میز قرار داده و یک به یک مورد آزمون قرار دادند. اما نتیجه امر برای رژیم و آمریکا نومید کننده بود.

 به شهادت رساندن سید مصطفی و مقاله توهین آمیز به ساحت امام محبوبیت هرچه بیشتر ایشان را به همراه داشت. وعده های پوچ شریف امامی در تکریم انسانیت به کشتار 17 شهریور انجامید! کشتار 17 شهریور به برافروخته شدن بیشتر نهضت منجر گشت. چرخش از وعده های لیبرالی به سمت حکومت یک نظامی به نام ازهاری و چنگ و دندان نشان دادن به مردم مقدمه تظاهرات میلیونی در تاسوعا و عاشورای 1357 شد!

فرار شاه نیز که در بدو امر آنچنان امیدوار به آرام شدن اوضاع به دست بختیار بود که در کشورهای نسبتا نزدیک به ایران سکنی گزید، نه تنها آنان را سودی نبخشید که زمینه ساز جشن پیروزی مردم گشت و تمام این وقایع، بستر ساز تاریخی ترین روز نهضت اسلامی شد. روزی که با پای گزاردن امام خمینی (ره) به ایران، آخرین رویاهای بازگشت روزهای شیرین آمریکا و رژیم را درهم آشفت.

 این نوشتار فارغ از بازخوانی مجدد حوادث شیرین روز بازگشت، تلاش دارد سیر تحولات سیاسی منجر به بازگشت امام خمینی (ره) در دوازدهم بهمن ماه 1357را به بحث بنشیند و در این قصد، کنش گروه ها، افراد و دولت های کنش گر را در قبال تصمیم امام به بازگشت ، محور بحث خواهد داشت.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج

اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیکر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم که حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون کودک غمگین و تمام حقیقت هایی که هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.

اربعینی با دختر کوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شکوه‌ها روانه کردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین کشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام کردیم.

کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....

در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.

و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه ‌السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى کوتاهى نکرده و از اینجاست که امام حسن عسکرى ‏علیه‏‌السلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.

آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه‏ السلام است که مؤمن خالص را از دیگران تمیز مى‏دهد، و دوستان اهل بیت‏ علیهم‏ السلام را از غیر آنان جدا مى ‌کند. و مؤمن واقعى کسى است که نگذارد آثار نهضت‏ حسین ‏علیه‏ السلام فراموش شود و در قدردانى و شرکت در هدف آن حضرت کوتاهى نورزد.

پیروان و دوستان امام حسین ‏علیه‏ السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند که جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت ابا‏‌عبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت کرده است: «کسى که قومى را دوست دارد با آنها محشور مى ‌شود و کسى که عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مى‌‏باشد».
 
دل‌هایمان بی‌تاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد.

نوشته شده در تاريخ ۳ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج

 از بودن خسته ام. از درک واژه ی حیات ناتوانم.در اندوه خویش غرق شده ام .سرشار از تکرارم در این سکون زندگی. سر گردان وبی پناه بر روی دایره ی کم رنگ خلقت درجا میزنم . به نگاه آفتاب مشکوکم چرا که روزی  بی رحما نه بر خورشید عالم تا ب خیره شده بود. از زلالی وصداقت آ ب بی زارم چرا که به شفافی نگاه عباس رحم نکرد.خدایا صبورا مهربانا چهل روز است که از عاشورا میگذرد قلب جها ن دیگر نای تپیدن ندارد. پس غیرت آسمان کجا رفته؟ زمین چقدر گستاخانه هنوز به زندگی ادامه میدهد. یک اربعین از اوج نامردی میگذرد. یک اربعین است که سر امام مظلومیت بر نیزه رفت و آسمان دیده و زمین تاب آورده. در سکوت وهم انگیز خیال بغض دلم میشکند گریه امان نگاهم را بریده است. قلبم در سینه پرپر میزند و مظلومیت عباس و اقتدار علی اصغر را آه میکشد. خداوندا اینک باز اربعین حسین آمده است. باز عرق شرم پیشانی انسانیت را نمناک کرده است . باز بشر از وجود خویش خجالت زده میشود. و باز مثل همیشه امام رئوف و مهربان ما حسین بن علی  نگاه بخشایشگر خویش را بر بشر میتاباند و بر حاجات ما آمین میگوید. دلم دیگر از داغ علی اصغر مرده است حالا چگونه این دل میتواند در تولد دوباره زمین لبخند بزند؟ کدام تولد؟ کدام زندگی؟ کدام امید ؟ اصلا مگر میشود بعد از حسین به زندگی ادامه داد؟ نه نمیشود............ زندگی ما بعد از حسین عین محکومیت است. ای کاش از خجالت آب میشدیم تا هیچ گاه روی سیاه ما بر نگاه مادرش زهرا نیفتد. آخر هیچ جای دنیا این رسم امانت داری نیست. هیچ جای جهان این رسم اربا ب و بندگی نیست. بیایید به تمام دنیا فخر بفروشیم برای داشتن چنین اربابی . بیایید آن طور که باید لطفش را پاس داریم و حرمتش را نگاه داریم . 

آقا اجازه دل زده ام از تمام شهر

بی تو دلم گرفته در این ازدحام شهر

آقا اجازه دست خودم نیست خسته ام

در درس عشق من صف آخر نشسته ام

اینجا در این کلاس عاطفه معنا نمی دهد

اینجا کسی به پای تو بر پا نمی دهد

یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید

درس غریب غیبت کبری به سر رسید

آقا اجازه بغض گرفته گلوی ما

آنقدر رد شدیم که رفت آبروی ما

موسسه فرهنگی هنری عروج  اربعین حسینی رابه تمام عاشوراییان تسلیت میگوید و سالی سرشار از موفقیت و شا دی را  برای خوانندگانش آرزو میکند.

 

 
نوشته شده در تاريخ ٢ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج

Image

اعتبار اربعین امام حسین (ع‌) از قدیم الایام میان شیعیان و در تقویم تاریخی ‌وفاداران به امام حسین (ع‌) شناخته شده بوده است‌. کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی که حاصل گزینش دقیق و انتخاب معقول شیخ طوسی از روایات‌فراوان درباره تقویم مورد نظر شیعه در باره ایام سوگ و شادی و دعا و روزه وعبادت است‌، ذیل ماه «صفر» می‌نویسد: نخستین روز این ماه (از سال 121)، روز کشته شدن زید بن علی بن الحسین است‌.
روز سوم این ماه از سال 64روزی است که مسلم بن عقبه پرده کعبه را آتش زد و به دیوارهای آن سنگ‌پرتاب نمود در حالی که به نمایندگی از یزید با عبدالله بن زبیر در نبرد بود.
روز 20 صفر ـ یعنی اربعین ـ زمانی است که حرم امام حسین (ع‌) یعنی کاروان ‌اسرا، از شام به مدینه مراجعت کردند. و روزی است که جابر بن عبدالله بن ‌حرام انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت ‌قبر امام حسین (ع‌) بشتابد و او نخستین کسی است از مردمان که قبر آن ‌حضرت را زیارت کرد.

اعمال روز اربعین امام حسین (ع):

2. اربعین امام حسین (ع‌)
باید دید در کهن‌ترین متون مذهبی ما، از «اربعین‌» چگونه یاد شده است‌. به عبارت ‌دیگر دلیل برزگداشت اربعین چیست‌؟ چنان که در آغاز گذشت‌، مهمترین نکته درباره اربعین‌، روایت امام عسکری (ع‌) است‌. حضرت در روایتی که در منابع ‌مختلف از ایشان نقل شده فرموده‌اند: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است‌: 1 ـ خواندن پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23نوافل‌) 2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتری در دست راست 4 ـ وجود آثار سجده ‌بر پیشانی 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز.
این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که درمنابع دعایی آمده‌، به اربعین امام حسین (ع‌) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده ‌است‌.

در این روز زیارت امام حسین (ع‌) مستحب است و این زیارت‌، همانا خواندن زیارت اربعین است که از امام عسکری (ع‌) روایت ‌شده که فرمود: علامات مؤمن پنج تاست‌: خواندن 51 رکعت نماز در شبانه‌روز ـ نمازهای واجب و نافله و نماز و شب ـ به دست کردن انگشتری دردست راست‌، برآمدن پیشانی از سجده‌، و بلند خواندن بسم الله الرحمن ‌الرحیم در نماز.
شیخ طوسی سپس متن زیارت اربعین را با سند به نقل از حضرت صادق علیه ‌السلام آورده است‌: السلام علی ولی الله و حبیبه‌، السلام علی خلیل الله و نجیبه‌، السلام علی صفی الله و ابن صفیه‌...
این مطلبی است که شیخ طوسی‌، عالم فرهیخته و معتبر و معقول شیعه در قرن ‌پنجم درباره اربعین آورده است‌. طبعا بر اساس اعتباری که این روز میان ‌شیعیان داشته است‌، از همان آغاز که تاریخش معلوم نیست‌، شیعیان به حرمت ‌آن‌، زیارت اربعین می‌خوانده‌اند و اگر می ‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام ‌حسین (ع‌) گرد آمده و آن امام را زیارت می‌کردند. این سنت تا به امروز درعراق با قوت برپاست ‌و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع می شوند.
در اینجا و در ارتباط با اربعین چند نکته را باید توضیح داد.
 

1. عدد چهل‌
نخستین مسأله‌ای که در ارتباط با «اربعین‌» جلب توجه می‌کند، تعبیر اربعین ‌در متون دینی است‌. ابتدا باید نکته‌ای را به عنوان مقدمه یادآور شویم‌:
اصولا باید توجه داشت که در نگرش صحیح دینی‌، اعداد نقش خاصی به‌ لحاظ عدد بودن‌، در القای معنا و منظوری خاص ندارند؛ به این صورت که‌ کسی نمی ‌تواند به صرف این که در فلان مورد یا موارد، عدد هفت یا دوازده یاچهل یا هفتاد به کار رفته‌، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. این یادآوری‌، از آن روست که برخی از فرقه‌های مذهبی‌، بویژه آنها که تمایلات‌ «باطنی‌گری‌» داشته یا دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منسوب می ‌کرده‌اند، و نیز برخی از شبه فیلسوفان متأثر از اندیشه‌های انحرافی و باطنی ‌و اسماعیلی‌، مروج چنین اندیشه‌ای درباره اعداد یا نوع حروف بوده و هستند.
در واقع‌، بسیاری از اعدادی که در نقلهای دینی آمده‌، می ‌تواند بر اساس یک‌محاسبه الهی باشد، اما این که این عدد در موارد دیگری هم کاربرد دارد و بدون یک مستند دینی می‌توان از آن در سایر موارد استفاده کرد، قابل قبول نیست‌. به‌عنوان نمونه‌، در دهها مورد در کتابهای دعا، عدد صد بکار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه بگویید، اما این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی‌شود. همینطور سایر عددها. البته ناخواسته برای مردم عادی‌، برخی از این اعداد طی‌ روزگاران‌، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده‌هایی هم از آن‌ها می‌شود.
تنها چیزی که درباره برخی از این اعداد می‌شود گفت آن است که آن اعداد معین نشانه کثرت ‌است‌. به عنوان مثال‌، درباره هفت چنین اظهار نظری شده است‌. بیش از این ‌هر چه گفته شود، نمی ‌توان به عنوان یک استدلال به آن نظر کرد.
مرحوم اربلی‌، از علمای بزرگ امامیه‌، در کتاب کشف الغمه فی معرفة الائمة ‌در برابر کسانی که به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده ‌گانه برای اثبات امامت‌ائمه اطهار(ع) استناد کرده‌اند، اظهار می‌دارد، این مسأله نمی‌تواند چیزی را ثابت کند؛ چرا که اگر چنین باشد، اسماعیلیان یا هفت امامی‌ها، می‌توانند دهها شاهد ـ مثل هفت آسمان ـ ارائه دهند که عدد هفت مقدس است‌، کما این که این کار را کرده‌اند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ٢ بهمن ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج
قالب وبلاگ