مشق پرواز

 

شقایق آزاده است و تعلقی ندارد. در دشتهای دور، لابه‌لای سنگها می‌روید

و به آب باران قناعت دارد تا همواره تشنه باشد و بسوزد. داغدار است و گلبرگهای سرخش را

نیز گویا به خون آغشته‌اند.

شهید نیز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطیده در خون...

تقابل عقل و عشق آخرین منزلی است که سالکین مقصد ولایت را گرفتار می‌کند.

نوشته شده در تاريخ ٢٩ فروردین ۱۳۸٩ توسط گروه فرهنگی هنری عروج
قالب وبلاگ